X
تبلیغات
پاسيو

پاسيو

-



عادت آرام روزشماري


+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا  | 

آخرین حرفم نشستن کنارِ توست


خطری یا آزاری برای کسی ندارم. محبوبِ آن‌ها که باید باشم، هستم. نه منزوی ام، نه شکسته‌نفسی را یادم داده‌اند. ادعای رابطه‌ساختن دارم. ادعای رابطه‌نگه‌داشتن مثل مومی که توی دست. با این‌همه باز تنها. باز ساکت. به جرم بی‌پنجره آینه خواستن. چگونه می‌توانم بفهمانم هیچ‌کس نمی‌تواند مثل من بخواهدت. مشروط بر اینکه باشی؛ نیستی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا 

-

می‌گفت با اولین باد پاییز، عقل هم‌پای طبیعت می‌خوابد و همه‌ی نوشته‌ها و شعر‌ها شهودی می‌شوند. پاییز آمده، چیزی ندارم بنویسم، بفهمم راست گفته.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا 

-


قبل از سوار شدن چیزی پرسید که برای جوابش ناخواسته یادم آمد مربی چهارسالگی‌ام خانوم بهمنی بود، مربی پنج سالگی‌ام خانوم اصغری. آمادگی‌ام را هم اول با خانوم کمالی و بعد با پنجشنبه‎زاده بود. اسم مهدِکودکم ندا بود؛ خیابان قدس.


+ یادم نیست چی پرسید..
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا 

شعر در هر شرایطی*



دیدنِ پیوسته‌ی سید علی صالحی در این چندماه، همان اتفاق لازمی بود که باید برایم می‌افتاد. همیشه نمی‌شود انگیزه‌ها را خودمان بیدار کنیم. باید یکی که شاعر است و به شعرش نزدیک، آنقدر دوست‌داشتنی باشد تا مسیر موهوم روبرو را نه جهت، که نشانت دهد. لااقل در شعر. نه یک‌دندگی‌های بسته به سن و سال را دارد، نه آن غروری را که توی ذوق می‌زند. بی‌اهمیت‌ترین جمله‌هایش هم شاعرانه‌اند، نمی‌شود ننوشت‌شان. دوستش دارم.


*عنوان: مجموعه گفت‌وگویی ست با سید علی صالحی
- نشر نگیما

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا  | 

کوتاه‌تر از من پیدا نکرد


از بین آن همه دیوار
تنها همان که نم پس نداده بود
یک‌باره ریخت

کَلِ هرچه دیوار را خواباندم
بس که حاشا نکردم
بس که بلند نبودم
بس که نگفتم


علیرضا.مرداد نودویک



+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا